سر دلبری

  • كتاب حاضر، در چهار فصل تدوين شده است. فصل نخست، به بيان جذّابيت‏هاى ظاهرى اختصاص دارد. در فصل دوم، مهارت‏هاى اخلاقى تبيين شده است. در فصل سوم، مهارت‏هاى رفتارىِ جاذبه ‏آفرين، از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت. و سرانجام در فصل چهارم، چهار عامل ديگر به بحث گذاشته شده ‏اند.

جزییات بیشتر

محصول جدید

30 قلم

45,000 ریال

مشخصات

سال نشر 1393
نوبت چاپ دوم
تعداد جلد 1
نویسنده محمد تقی سبحانی نیا
شابک 978-964-493-704-0

اطلاعات بیشتر

درآمد

در اين كه انسان، موجودى اجتماعى است، ترديدى نيست. روشن است كه انسان به صورت فردى، قادر نيست كه تمام نيازمندى‏هاى خود را به نحو مطلوب مرتفع سازد. او براى موفّقيت در زندگى‏اش بايد بتواند با همنوعان خود رابطه‏اى حسنه بر قرار كند و براى ايجاد همزيستىِ مسالمت‏آميز با اطرافيان و برطرف كردن نيازهاى گوناگونش از اين طريق بكوشد. اين امر موجب مى‏شود كه برقرارى رابطه با همنوعان براى او از اهميت به سزايى برخوردار باشد.

صاحب‏نظران، روابط انسان را به سه دسته «رابطه انسان با خود»، «رابطه انسان با خدا» و «رابطه انسان با مخلوقات» تقسيم مى‏كنند. گاهى نيز رابطه انسان با مخلوقات، خود به دو دسته رابطه با همنوعان و رابطه با طبيعت تقسيم مى‏شود. فارغ از اين‏كه هر يك از اين انواع چهارگانه رابطه، در جاى خود از اهميت بالايى برخوردار است، با اين حال، رابطه انسان با همنوعان در روابط اجتماعىِ او حرف اوّل را مى‏زند. از اين رو، «رابطه انسان با همنوعان»- كه جزئى از رابطه او با مخلوقات به شمار مى‏رود-،از بيشترين اهميت برخوردار است.

ما در اين نوشتار، در صدد پرداختن به رابطه انسان با همنوعان و ارائه راه‏كارهاى درست براى برقرارى ارتباط و ايجاد أنس و ألفت بيشتر با آنان و در پى آن، فراهم آوردن محيطى سالم‏تر و مبتنى بر پايه آموزه‏هاى اخلاقى و دينى خواهيم بود. ضرورت اين مهم، از آن روست كه انسان، موجودى اجتماعى است و براى زندگى بهتر و رفع نيازمندى‏هاى مادى و معنوى بى‏پايانش به همراهى و هميارى همنوعان خود نيازمند است. بنا بر اين، افراد يك جامعه، به هر اندازه ارتباط صميمانه‏ترى با هم داشته باشند، از زندگى شيرين‏ترى برخوردار خواهند بود و نيازهاى رفع نشده كمترى برايشان باقى خواهند ماند.

به نظر مى‏رسد براى برقرارىِ رابطه صميمى و دوستانه و تحكيم دوستى‏ها و استمراربخشى به آنها، چاره‏اى جز ايجاد مزيّت نسبى در خود نخواهيم داشت. چيزى را كه ما از آن به «جاذبه» يا «جذّابيت» تعبير مى‏كنيم، كليد موفّقيت در برقرارى رابطه سالم و موفّق دانسته‏ايم.

توضيح آن كه روابط بين فردى انسان‏ها را به دو دسته مى‏توان تقسيم كرد:

بخش اوّل، روابط مقطعى و سطحى است. اين نوع رابطه- كه به سرعت پايان مى‏يابد-، غالباً به منظور دريافت نوعى خدمت يا همكارى‏اى كوتاه‏مدّت انجام مى‏شود، و چون در ازاى دريافت خدمت، معمولًا هزينه آن پرداخت مى‏شود، ايجاد رابطه سالم، از حساسيت كمترى برخوردار است. در اين نوع رابطه، آنچه مهم است براى يك طرف، دريافت خدمت و براى طرف ديگر، دريافت دستمزد است. گرچه در برقرارىِ اين نوع معاشرت‏ موقّتى، رعايت آداب معاشرت متعارف و دست‏كم به صورت حداقلى ضرورى است، امّا به هر ميزان كه زمينه استمرار بيشترى براى تعامل فراهم باشد و به برقرارىِ رابطه پايدار، اراده وجود داشته باشد، به همان ميزان بايد به اصول و قواعد اخلاقى و رفتارى، پايبندتر و از جاذبه‏هاى بين فردى بيشترى برخوردار بود.

بخش دوم، روابطى است كه منقطع و مقطعى نيست و دوام و استمرار در آن مهم است. اين رابطه حتّى اگر انتفاع نيز در آن لحاظ شده باشد، به دليل دوامش، تنها دريافت خدمت در آن رابطه، موضوعيت ندارد؛ بلكه غالباً امور ديگرى نيز در برقرارى رابطه تأثيرگذارند و در نظر گرفته مى‏شوند. امور ديگرى كه انگيزه طرف مقابل را در ايجاد رابطه با او تشديد مى‏كنند و موجب مى‏شوند تا از ميان تعدّد افراد پيرامونى و يا به بيان ديگر، از ميان رقباى فراوان، فرد برخوردار از جذّابيت بيشتر و متنوّع‏تر انتخاب شود و برقرارى ارتباط پايدار با او تحقّق يابد. اين امور در حقيقت همان ويژگى‏هاى شخصى و شخصيتى است كه موفّقيت در برقرارى رابطه پايدار را به دنبال خواهد داشت. اين ويژگى‏ها همان جذّابيت‏هايى هستند كه براى ديگران، انگيزه‏آفرين‏اند و محبوبيت انسان رادر جامعه به ارمغان مى‏آورند.

نوشتار پيش رو، به دنبال ارائه راه‏كارهاى به دست آوردن اين جاذبه‏ها براى قرار گرفتن در كانون توجّه همنوعان و محبوبيت در نزد آنان است. ضمنا تلاش خواهد كرد راه‏كارهاى موفّقيت در برقرارى رابطه پايدار از منظر آموزه‏هاى دينى را تبيين نمايد. چيزى كه مى‏تواند در كاميابى بيشتر و در نتيجه، رضايت بيشتر از زندگى، نقش مؤثّرى ايفا كند و بر شيرينى و لذّت زندگى بيفزايد. از اين رو، موضوعاتى كه در اين پژوهش بدانها پرداخته شده، عموماً كاربردى‏اند و همه آنها در زندگى روزمره به كار مى‏آيند و به دليل اتّكا به ده‏ها متن دينى (بويژه احاديث معصومان (عليهم السلام)) بى‏گمان به كار بستن آنچه در اين كتاب بيان شده، انسان را مشمول شفاعت پيامبر خدا (ص) قرار داده و با فقيهان و عالمان امّت ايشان محشور خواهد كرد. در اين موضوع، روايات متعدّدى از پيامبر (ص) به يادگار مانده‏اند كه دليل نگارنده بر اين ادعاست. ايشان در حديثى مى‏فرمايد:

مَن حَفِظَ مِن أُمَّتي أَربَعينَ حَديثاً مِنَ السُّنَّةِ، كُنتُ لَهُ شَفيعاً يَومَ القيامَةِ.[۱]

هر كس از امّت من چهل حديث را از سنّت من حفظ كند، روز قيامت شفيع او خواهم بود.

همچنين در حديث مشهور ديگرى فرموده است:

من حفظ من أُمّتي أَربعين حديثاً مما يحتاجون إليه من أَمر دينهم بعثه الله يوم القيامة فقيها عالماً.[۲]

هركس از امّت من چهل حديث از سنّت من را كه مردم در دين خود بدان نيازمندند، را حفظ كند، خدا او را در قيامت به عنوان فقيهى دانشمند برمى‏انگيزد.

علّامه مجلسى نيز در شرح اين حديث، معتقد است كه براى حفظ احاديث معصومان (عليهم السلام) شكل‏هاى چندگانه‏اى وجود دارد: به خاطر سپردن، درباره آن انديشه كردن، نوشتن.[۳] بنا بر اين، با استناد به اين روايات و نيز با توجّه به اين كه عمل به احاديث، يكى از برترين راه‏هاى پاسدارى از احاديت است، عمل به مجموعه پيام‏هاى برگرفته شده از احاديث اين كتاب، ضمن ساماندهى به زندگى دنيوى و هموار ساختن راه سعادت و كاميابى در دنيا، سعادت اخروى را نيز به دنبال خواهد داشت.

اهميت روابط بين فردى‏

براساس آموزه‏هاى اسلامى، پى‏ريزى جامعه‏اى مبتنى بر دين و اخلاق و محافظت از آن را با چيزى نمى‏توان هم‏وزن دانست. احكام بى‏شمار فقهىِ اجتماعى و فضيلت برخى عبادات اجتماعى و نيز ارزش بى‏حساب خدمت به خَلق و مكافات بسيار سنگين بى‏توجّهى به نيازهاى همنوعان و برادران دينى، گواه بر آن است كه كانون اجتماع و محافظت از وحدت آن جامعه و ايجاد انس و الفت ميان آنان از اهميت وصف‏ناپذيرى برخوردار است. براى مثال از در نظر گرفتن پاداش بسيار فراوان و متنوع براى خدمت به همنوعان و دستگيرى از برادران دينىِ همانند از يك سو، و مجازات سنگين بى توجّهى به نياز همنوعان از سوى ديگر، گواه خوبى براى اهميت والاى ايجاد اجتماعى سالم و مبتنى بر تعاملات اسلامى و انسانى است. در آموزه‏هاى دينى مى‏بينيم كه محبوب‏ترين بنده خدا كسى است كه خدمت بيشترى به بندگان او داشته باشد.

همچنين شاد كردن مردم، پس از ايمان به خدا برترين اعمال دانسته شده است. براى خدمت به مردم و دستگيرى آنان، ارزشى همچون بخشش ده گناه و ثبت ده ثواب و ارتقاى ده درجه در بهشت‏[۴] و زيارت‏ حجّ و عمره‏[۵] و براى بى توجّهى به نياز همنوعان در جامعه، مجازات‏هايى همچون جلب دشمنى خدا،[۶] ابتلا به خوارى و ذلّت در دنيا،[۷] زوال نعمت‏[۸] و قطع ولايت و سرپرستى يا دوستى خدا،[۹]حاكى از آن است كه ايجاد يك جامعه سالم و متخلّق به اخلاق الهى، از اهميت فراتر از تصوّر برخوردار است. لذا امام على (ع) به مالك اشتر سفارش مى‏كند كه قلب خود را نسبت به ملّت خود مملو از مهر و محبّت و لطف كن و نسبت به آنان همچون حيوان درنده‏اى مباش كه خوردن آنان را غنيمت شمارى؛ زيرا آنها دو گروه بيش نيستند: يا برادران دينى تو اند و يا انسان‏هايى نظير تو.[۱۰]

به نظر مى‏رسد تعامل مطلوب بين افراد جامعه‏اى كه از آموزه‏هاى اخلاقى و دينى شكل گرفته باشد، منافع بى‏شمارى را نصيب جامعه مى‏كند كه از جمله آنها ايجاد امنيت اجتماعى و از بين رفتن قصد پليد دشمنان در ضربه زدن به آن جامعه، و نيز دعوتى عملى و تأثيرگذار از امّت‏هاى غير مسلمان براى پيوستن به دين مبين اسلام است. و اين حكمت‏ سفارش‏هاى مكّرر و مؤكّد به برقرارى رابطه صميمى و انسانى مؤمنان با يكديگر است.

محبوبيت، كليد موفّقيت در روابط اجتماعى‏

اجتماعى، عوامل سازنده احساس مثبت يا منفى نسبت به ديگران را جاذبه بين فردى مى‏نامند.[۱۱] يعنى به هر ميزان از جاذبه‏هاى بيشترى برخوردار باشد، درجه احساس‏هاى مثبت ديگران نسبت به او افزايش مى‏يابد و از ميزان محبوبيت بالاترى برخوردار خواهد بود. محبوبيت، يكى از خواسته‏هاى فطرى آدمى است كه در راستاى رفع نيازها و افزايش لذّت از زندگى به آن توجّه مى‏شود. هر انسانى، خواستار آن است كه ديگران دوستش بدارند و مشتاق برقرارى ارتباط صميمانه با او باشند و هيچ گاه براى رفع مشكلات و نيازهايى كه به تنهايى از برطرف كردن آنها ناتوان است، تنهايش نگذارند.

اغلب انسان‏ها معمولًا مشكل تنهايى خود را از ناحيه ديگران مى‏دانند و همواره اطرافيان را به كم‏لطفى نسبت به خود متّهم مى‏كنند. اين امر، باعث شده است كه عيوب اطرافيان به خوبى برايشان آشكار و قابل شمارش باشد؛ امّا آن گاه كه از آنان در باره اشكالات خودشان سؤال مى‏شود، پاسخ روشنى دريافت نمى‏شود و خود را از هرگونه خطا و اقدام دافعه‏برانگيزى مُبرّى مى‏دانند؛ امّا به نظر مى‏رسد كه مشكل اصلى، از ناحيه رفتار خودِ فرد، ناشى مى‏شود و در حقيقت، نخستين گامى كه لازم است براى رهايى از تنهايى برداشته شود، ايجاد مزيت‏هاى نسبى يا جاذبه‏هايى در وجود خويش است؛ جاذبه‏هايى كه با آن بتوان احساس مثبت ديگران را به خود افزايش داد ودر برقرارى روابط اجتماعى، موفّقيت بيشترى كسب كرد.

بديهى است كه نتيجه فقدان جاذبه، اين است كه احساس مثبت در ديگران ايجاد نمى‏شود و انگيزه برقرارىِ ارتباط تحقّق نمى‏يابد. اين امر اگر با دافعه نيز همراه باشد، از تنهايى و انزواى فرد، گريزى نيست. در اين صورت است كه حتّى اگر فرد در خانواده و يا جامعه‏اى شلوغ زندگى كند، باز هم احساس تنهايى، همدم هميشگى او خواهد بود.

ضرورت آگاهى از عوامل جاذبه ‏آفرين‏

شايد اهميت عوامل جاذبه‏آفرين و ضرورت آگاهى از آنها با كمى تأمّل، اجمالًا مورد تأييد و تصديق همگان قرار گيرد؛ امّا به نظر مى‏رسد كه بيان فوايد جاذبه‏هاى بين فردى، اهميت اين جاذبه‏ها را نمايان‏تر و ضرورت ايجاد آن را در خود آشكارتر مى‏سازد. البته آگاهى از گونه‏ها و مصاديق جاذبه‏ها بر اساس آنچه در منابع دينى به آن تصريح شده، دو فايده اساسى به دنبال خواهد داشت:

يك. باعث مى‏شود انسان، آن عوامل جاذبه‏آفرين را در خود ايجاد يا تقويت كند؛

دو. به ما كمك خواهد كرد تا بهترين افراد را براى دوستى خود برگزينيم و از رابطه با آنهايى كه فاقد صفات برتر و جاذبه‏هاى بين فردى هستند، پرهيز كنيم.

براى اين كه بيشتر به اهميت ايجاد عوامل جاذبه‏آفرين در خود پى ببريم، شناسايى نيازهاى خود- كه معمولًا از طريق برقرارى ارتباط پايدار و بر مبناى مودّت و محبّت برطرف مى‏شود- راه‏گشاست؛ نيازهايى كه آنها را مى‏توان در سه بخش دسته‏بندى كرد:

۱. نيازهاى مادّى: از ملموس‏ترين نيازهاى انسان، نيازهاى مادّى اوست. اين دسته از نيازها- كه بسيار هم گوناگون‏اند- زودتر خود را نمايان مى‏سازند و زندگى اغلب انسان‏ها را سريع‏تر تحت تأثير خود قرار مى‏دهند. چه بسيار انسان‏هايى كه اين نيازها را سرلوحه همه نيازهاى خود مى‏دانند و تلاششان را براى مرتفع ساختن آن، مصروف مى‏دارند. شايد بتوان براى اهميت اين نوع نياز، به برخى متون دينى نيز اشاره كرد. رواياتى چون حديث شريف نبوى (ص) كه مى‏فرمايد: «نزديك است كه سرانجام، فقر به كفر ختم شود»،[۱۲] نماينده خوبى براى اين باور خواهد بود.

۲. نيازهاى معنوى‏: بهره‏مندى از نظريات مشورتى، تجارب و خيرخواهى‏هاى همنوعان، نياز به دعا و نيز شفاعت آنان از جمله نيازهاى معنوى‏اى است كه به واسطه برقرارى ارتباط پايدار و صميمى مى‏توان به آنها دست يافت. اين دسته از نيازها شايد همانند نيازهاى دسته نخست، برجسته و حياتى به نظر نرسند؛ امّا بى‏شك مى‏توانند در موفّقيت و كاميابى‏هاى آدمى، نقش مهم‏ترى را نسبت به دسته نخست ايفا كنند؛ زيرا دستگيرىِ فكرى، موجب رشد و بالندگى مى‏شود و در نتيجه، انسان، ارزشمندتر به شمار خواهد آمد. علاوه بر آن، انسان، با داشتن ويژگى‏هايى چون: كرامت و عزّت نفس، سازگارى بيشترى با ديگران خواهد داشت.

۳. نيازهاى عاطفى و احساسى‏: اين دسته از نيازها نيز يكى ديگر از انواع نيازهاى آدمى است. نياز به كسب محبوبيت در جامعه و رهايى از تنهايى، از جمله اين نيازها به شمار مى‏آيند.

لزوم برقرارى ارتباط پايدار با همنوعان، از منظر پيشوايان دينى نيز مورد توجّه قرار گرفته است. امام صادق (ع) نياز انسان به داشتن دوست و نيز منافع دنيوى و اخروى دوستان را گوشزد مى‏كند و مى‏فرمايد:

أَكثِروا مِنَ الأَصدِقاءِ في الدُّنيا فَإِنَّهُم يَنفَعُونَ في الدُّنيا والآخِرَةِ، أَمَّا الدُّنيا فَحَوائِجٌ يَقومونَ بِها، وأَمَّا الآخِرَةَ فَإِنَّ أَهلَ جَهنَّمَ قالوا:

فَما لَنَا مِن شافِعينَ وَ لا صَديقٌ حَميمٌ.[۱۳]

در دنيا، دوستان بسيارى انتخاب كنيد؛ زيرا آنها در دنيا و آخرت به شما نفع مى‏رسانند؛ امّا نفع دنيوى، نيازهايى است كه آنها برطرف مى‏كنند، و [نشانه‏] نفع اخروى آنها اين است كه اهل جهنّم مى‏گويند [افسوس‏] كه ما شفاعت كننده و دوست صميمى نداشتيم!

ناتوانى انسان در برقرارى ارتباط پايدار با همنوعان، نتيجه‏اى جز تنهايى به بار نخواهد آورد. تنهايى- كه معلول ناتوانى در برقرارى ارتباط و آن نيز معلول نداشتن جذابيت است-، آدمى را به بلاياى فراوان روانى و رفتارى، دچار مى‏سازد. از جمله اين ابتلائات مى‏توان به: خجالتى بودن، كمرويى، انزواطلبى، عزّت نفسِ پايين و اعتماد به نفسِ ضعيف، از دست دادن فرصت‏ها و سرانجام، فقر، اشاره كرد. از سويى ديگر، وجود عوامل جاذبه‏آفرين به دارنده آن، اعتماد به نفس بالا و عزّت نفس و نشاط هديه مى‏كند و اينها به او كمك مى‏كند كه نيازمندى‏هاى خود را راحت‏تر برطرف سازد و كاميابى و در نتيجه، شادكامى بيشترى از زندگى خود داشته باشد. بديهى است كه برطرف شدن نيازهاى گونه‏گون، از فوايد عمل به راه‏كارهاى برقرارى ارتباط پايدار خواهد بود.

نتيجه آن كه، فوايد فراوان برخوردارى از جذّابيت‏ها از يك سو و بلايا و آفات فراوان فقدان اين جاذبه‏ها از سويى ديگر، اهميت و نيز ضرورت بهره‏مندى از آنها را به خوبى نمايان مى‏سازد و هر انسان خردمندى را به سوى تحصيل آن جاذبه‏ها سوق مى‏دهد و عزمش را براى دستيابى به آن، جزم مى‏كند.

روشن است كه براى دستيابى به فوايد برخوردارى از جاذبه‏ها، فراگيرى مهارت‏هاى مربوط به هر يك از آن جاذبه‏ها، آگاهى از مهارت‏ها و چگونگى به كار بستن آنها ضرورى است. براى مثال، فردِ فاقد مهارت اجتماعى بايد در باره فعّاليت‏هاى ويژه‏اى همچون شيوه سخنْ آغاز كردن، نشان دادن علاقه خود به ديگرى، احترام گذاشتن به همنوعان و بسيارى امور ديگر- كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد- آموزش ببيند و آنها را در عمل، تمرين كند تا به ملكات نفسانى تبديل شود.

نتيجه آن كه شناخت جاذبه‏ها، آگاهى از چگونگى تحصيل آن جاذبه‏ها و تمرين عملى براى هر يك از آنها به منظور فراگيرى آن مهارت‏ها، اقداماتى است كه براى بهره‏مندى از آثار و فوايد بسيارش ضرورى است. اين نگاشته، بيشتر به بيان عوامل جاذبه‏آفرينْ اهتمام ورزيده است؛ گرچه راه تحصيل بيشتر اين مهارت‏هاى رفتارى، چندان دشوار نيست و تنها با كمى همّت و پشتكار و تمرين مستمر مى‏توان آن مهارت‏ها را به دست آورد.

در پايان، لازم است اشاره شود كه ما در اين پژوهش، در صدد تبيين جاذبه‏هاى عمومى با رويكردى كلّى هستيم. اگر با نگاه دقيق‏تر به اقدامات جاذبه‏آفرينى كه كليدهاى ارتباطى به شمار مى‏آيند، بنگريم، خواهيم ديد كه برخى جاذبه‏ها- كه در نگاه كلّى جاذبه به‏شمار مى‏روند- ممكن است براى گروهى خاص جاذبه به شمار نيايند و يا از نظر شرعى و اخلاقى، تحصيل آنها جايز نباشد، و يا برخوردارى از آنها براى گروهى ديگر در اولويت نباشد. از اين رو براى گروه‏ها و اصناف خاص (مانند: جوانان، بانوان و يا كهنسالان)، برخى اقدامات جاذبه‏آفرين، متفاوت‏اند و اولويت‏ها تغيير مى‏كنند. لذا چون تبيين جاذبه‏هاى ارتباطى براى صنوف و افراد خاص، نيازمند پژوهشى مستقل است، در اين اثر، تنها به رويكردِ عمومى آن بسنده مى‏كنيم.

انواع جذّابيت‏ها[۱۴]

برخى از روان‏شناسان اجتماعى دريافته‏اند كه سه عامل مهم در جاذبه بين فردى وجود دارد. اين عوامل، عبارت اند از: جذابيت جسمانى، مجاورت و مشابهت. آنان بر اين باورند كه جذابيت جسمانى و مجاورت در مراحل آغازين رابطه، تعيين‏كننده‏تر اند، مشابهت، تنها عامل بسيار مهم در حفظ يك رابطه درازمدّت و استمرار بخشيدن به آن رابطه است.[۱۵]

به نظر مى‏رسد بر اساس آموزه‏هاى دين مبين اسلام، عوامل اين جاذبه‏ها، بيش از سه عامل ياد شده‏اند. عواملى كه مى‏توان در ايجاد و تقويت جاذبه‏هاى بين فردى از متون دينى استخراج نمود، عبارت‏اند:

- جذّابيت‏هاى ظاهرى؛

- مهارت‏هاى اخلاقى؛

- مهارت‏هاى رفتارى؛

- همجوارى؛

- ايمان و عمل صالح؛

- تناسبِ جان‏ها؛

- خواست و اراده خدا.

البته عوامل تأثيرگذار در جاذبه ‏ها از منظرى ديگر، به دو بخش «عوامل افزايش ‏دهنده» و «عوامل كاهش ‏دهنده» قابل تقسيم است. امّا از آنجا كه فقدان عوامل مؤثّر در افزايش جاذبه ها، خود، نقش دافعه را ايفا مى‏كند، از عوامل كاهش ‏دهنده جاذبه‏ ها به شمار مى‏ آيد. بررسى عوامل ايجاد كننده جذّابيت ‏ها، براى دستيابى به آن جاذب ‏ها و رهايى از عوامل كاهنده جذّابيت، كافى است. پس آگاهى به عوامل جاذبه‏ آفرين در حقيقت، آگاهى با عوامل دافعه ‏آفرين نيز خواهد بود.

كتاب حاضر، در چهار فصل تدوين شده است. فصل نخست، به بيان جذّابيت‏هاى ظاهرى اختصاص دارد. در فصل دوم، مهارت‏هاى اخلاقى تبيين شده است. در فصل سوم، مهارت‏هاى رفتارىِ جاذبه ‏آفرين، از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت. و سرانجام در فصل چهارم، چهار عامل ديگر- كه در سطور پيشين ياد شد- به بحث گذاشته شده ‏اند.

 

[۱] ( ۱). بحار الأنوار: ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۴.

[۲] ( ۲). همان: ح ۵.

[۳] ( ۳). همان: ص ۱۵۷ ..

[۴] ( ۱). امام صادق: گام برداشتن انسان در راه برطرف كردن يك حاجت از برادر مؤمنش باعث مى‏شود كه براى او ده حسنه نوشته شود و ده گناه از نامه اعمال او پاك شود و ده درجه بر درجات او افزوده گردد( الكافى: ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۱) ..

[۵] ( ۱). پيامبر خدا: هر كس حاجتى از برادر مسلمانش را برآورده كند، براى او اجرى مانند اجر كسى كه حجّ و عمره به جاى آورده، خواهد بود( جامع الصغير: ج ۲ ص ۶۳۷ ح ۸۹۶۰).

[۶] ( ۲). پيامبر خدا: كسى را كه به تو اميد بسته، نااميد مكن؛ زيرا در آن صورت خدا تو را دشمن خواهد داشت و با تو دشمنى خواهد كرد( الأمالى، طوسى: ص ۲۹۹ ح ۴۸۹).

[۷] ( ۳). هيچ كس دست رد به سينه ديگرى نمى‏زند مگر آن كه سربلندى در پشت سر او و خوارى در مقابل روى او قرار مى‏گيرد( شرح نهج البلاغة: ج ۲۰ ص ۲۹۰ ح ۳۱۱).

[۸] ( ۴). پيامبر خدا: هيچ نعمت خدا بر بنده‏اى بزرگ نمى‏شود مگر آن كه كمك به مردمان در نظر او بزرگ گردد. پس هر كس كمك كردن به مردم را بر عهده نگيرد، نعمت خود را در معرض نابودى قرار داده است( تاريخ بغداد: ج ۵ ص ۳۹۰ ح ۲۹۴۲).

[۹] ( ۵). امام كاظم: هركس برادرش را كه به او پناه آورده، پناه ندهد، در حالى كه به كمك كردن به او توانمند است، رشته دوستى او با خداى عزوجل بريده مى‏شود( الكافى: ج ۲ ص ۳۶۷ ح ۴).

[۱۰] ( ۶). شرح نهج البلاغة: ج ۳ ص ۸۴ ..

[۱۱] ( ۱). سايت« دانش‏نامه آزاد ويكى پديا»، واژه« جاذبه‏هاى بين فردى» ..

[۱۲] ( ۱).

كادَ الفَقرُ أَن يَكونَ كُفراً

( الكافى: ج ۲ ص ۳۰۷ ح ۴)..

[۱۳] ( ۱). مصادقة الاخوان: ص ۴۶ ح ۱ ..

[۱۴] ( ۱).nterp ersonal attra ction

[۱۵] ( ۲). سايت« دانش‏نامه آزاد ويكى پديا»، واژه« جاذبه‏هاى بين فردى» ..