الخیر و البرکه فی الکتاب و السنه

ز مهم‏ترين مسائل فرهنگ بشرى، «خير» و «بركت» است كه همه انسان‏ها با هر عقيده و انديشه دينى، خواستار آن دو در زندگى خويش اند و همواره در پى فراهم آوردن زمينه‏هاى پيدايش آنها و رفع موانع تحقّق آنها هستند.

جزییات بیشتر

محصول جدید

20 قلم

162,000 ریال

-10%

180,000 ریال

مشخصات

سال نشر 1393
نوبت چاپ سوم
تعداد جلد 1

اطلاعات بیشتر

ترجمه کتب "خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث"

پيش‏گفتار

الحمد للَّه ‏ربّ العالمين، و الصلاة والسلام على عبده المصطفى محمّد و آله الطاهرين و أصحابه الخيار الميامين.

از مهم‏ترين مسائل فرهنگ بشرى، «خير» و «بركت» است كه همه انسان‏ها با هر عقيده و انديشه دينى، خواستار آن دو در زندگى خويش اند و همواره در پى فراهم آوردن زمينه‏هاى پيدايش آنها و رفع موانع تحقّق آنها هستند.

از سوى ديگر، اسلام، چيزى نيست جز دعوت به «خير (نيكى)» و آماده‏سازى اسباب و زمينه‏هاى آن و نيز بركندن ريشه‏هاى موانع تحقّق آن در جهت هموار كردن راه رسيدن به آن.

از اين روست كه در قرآن و حديث، شاهد استعمال مكرّر «خير» و «بركت» در همه زمينه‏هاى اعتقادى، اخلاقى، عملى، سياسى و اجتماعى هستيم.

امّا متأسّفانه، مجموعه‏اى كه اين متون دينى را يك‏جا گرد آورَد و در اختيار پژوهشگران قرار دهد، وجود نداشت، تا آن كه به فضل و منّت الهى، اين كتاب- كه دهمين مجموعه مستقل از دانش‏نامه بزرگ ميزان‏الحكمة است، با كوشش مستمر و چند ساله همكاران مركز تحقيقات دار الحديث، آماده، و اينك ترجمه گشت.

در پايان اشاره مى‏كنيم كه روش ما در گزينش و ثبت نشانى در اين موسوعه،

بدين گونه است:

۱. از نگاه ما احاديث رسيده از اهل بيت عليهم السلام در واقع، حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله است. در تصريح به اين مطلب، امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد:

إنّا عَنِ اللَّهِ و عَن رَسولِهِ نُحَدِّثُ.[۱]

ما (اهل بيت)، از خدا و پيامبرش حديث مى‏كنيم.

و نيز امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

حَديثي حَديثُ أبي، وحَديثُ أبي حَديثُ جَدّي، وحَديثُ جَدّي حَديثُ الحُسَينِ، وحَديثُ الحُسَينِ حَديثُ الحَسَنِ، وحَديثُ الحَسَنِ حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ عليهم السلام، وحَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ حَديثُ رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وحَديثُ رَسولِ اللَّهِ قَولُ اللَّهِ عز و جل.[۲]

حديث من حديث پدرم، و حديث پدرم حديث جدّم، و حديث جدّم حديث حسين، و حديث حسينْ حديث حسن، و حديث حسن حديث امير المؤمنينْ، و حديث امير المؤمنين حديث پيامبر خدا، و حديث پيامبر خدا سخن خداست.

از اين‏رو، كلمه «حديث» در عنوان كتاب، اين معنا را مى‏رساند كه همه احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان پاك او مورد استفاده و استناد كتاب قرار گرفته است.

۲. تلاش شده تا تمامى روايات مربوط به يك موضوع، از مصادر روايى شيعه و اهل سنّت، پس از يادداشت بردارى مستقيم، با كمك گرفتن از نرم‏افزارهاى رايانه‏اى‏

______________________________
(۱). رجال الكشّى: ۲/ ۴۹۰/ ۴۰۱ از يونس بن عبدالرحمان، بحار الأنوار: ۲/ ۲۵۰/ ۶۲.

(۲). الكافى: ۱/ ۵۳/ ۱۴، منية المريد: ۳۷۳ هر دو از هشام بن سالم و حمّاد بن عثمان و جز آنان، الإرشاد: ۲/ ۱۸۶، بحار الأنوار: ۲/ ۱۷۹/ ۲۸. نيز، ر. ك: اهل بيت در قرآن و حديث: ۱/ ۲۶۱ (حديث آنها همان حديث پيامبر خداست).

 

گرد آيد و سپس، جامع‏ترين، استوارترين و كهن‏ترين مصدر گزينش شود، و ادعيه غير مستند به معصومان، جز در مواردى معدود، مورد استفاده قرار نگرفته است.

۳. از تكرار روايات، پرهيز شده است، مگر در موارد ذيل:

الف- نكته مهمى در تفاوت واژه‏ها و الفاظْ نهفته باشد،

ب- تفاوت لفظى در متون شيعى و سنّى وجود داشته باشد،

ج- متن روايت، كمتر از يك سطر و مربوط به دو باب باشد.

۴. در صورتى كه متن‏هايى از پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگر معصومان نقل شده باشد، حديث پيامبر صلى الله عليه و آله در متن مى‏آيد و نشانى روايت ساير معصومان در پاورقى، مگر اين كه روايت منقول از ساير معصومان عليهم السلام حاوى نكته جديدى باشد كه در اين صورت، متن آن روايت هم آمده است.

۵. پس از ذكر آيات در هر موضوع، روايات به ترتيب معصومان عليهم السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله تا امام دوازدهم، نقل مى‏گردد؛ مگر آن كه روايتى در تفسير آيه وارد شده باشد كه بر تمام روايات، مقدّم مى‏شود و يا آن كه تناسب موضوعى روايات، ترتيب ديگرى را اقتضا كند.

۶. در ابتداى روايات، فقط نام رسول خدا و ديگر معصومان ذكر مى‏شود؛ مگر آن كه راوى، ناقل فعل معصوم باشد يا سؤال و جوابى در ميان باشد، و يا آن كه راوى، لفظى را در متن آورده باشد كه سخن مَروىٌّ عنه نيست.

۷. با توجّه به تعدّد اسامى والقاب معصومان عليهم السلام نام واحدى براى آنها انتخاب شده كه در ابتداى روايت، ذكر مى‏شود.

۸. مصادر روايات، در پاورقى و به ترتيب معتبرترين مصدر، تنظيم و درج شده است. البته گاهى به خاطر پرهيز از تكرار ذكر اختلاف مصادر و نيز براى عدم تكرار راوى يا مروى عنه، اين ترتيب در غير مصدر اوّل، رعايت نشده است كه نكته آن بر اهل تحقيق پوشيده نيست.

۹. در صورتى كه دسترسى به منابع اوّليه ممكن باشد، حديث از مصادر اوّليه نقل مى‏گردد و نشانى بحار الأنوار در احاديث شيعه و كنزالعمّال در احاديث اهل سنّت در پايان آن نشانى‏ها افزوده مى‏گردد.

۱۰. پس از ذكر مصادر، گاه ارجاعاتى به برخى از منابع با تعبير «ر. ك/ رجوع كنيد» داده شده است. در چنين مواردى، متن مورد نظر، تفاوت زيادى با متن اخذ شده داشته است؛ ولى با مطلب اصلى، ارتباط دارد.

۱۱. ارجاعاتى كه به ابواب ديگرِ اين كتاب داده شده، به جهت تناسب محتوايى ميان روايات آنهاست.

۱۲. «درآمد» هايى در آغاز فصول و يا توضيحات و جمع‏بندى‏هايى در پايان آنها ذكر شده است كه چشم‏انداز كلّى روايات كتاب و باب، و گاه حل پاره‏اى از دشوارى‏هاى موجود در احاديث را نشان مى‏دهد.

۱۳. و مهم‏ترين نكته اين كه تلاش شده حتى المقدور از طريق تأييد مضمون احاديث باب به وسيله قرائن عقلى و نقلى، تحصيلِ نوعى وثوق به صدور مجموعه آنها امكان‏پذير باشد.

در پايان، از همه فضلا و محقّقان عزيز دار الحديث، بويژه حجّة الاسلام و المسلمين محمّد تقديرى و حجّة الاسلام و المسلمين سعيد سليمى، كه در تهيّه اين كتاب كوشيده‏اند، سپاسگزارى مى‏كنم و از خداوند مى‏خواهم كه بهترين پاداش و بيشترين نعمت را در هر دو سرا به آنان عطا فرمايد.

ربّنا تقبّل منّا، إنّك أنت العزيز الحكيم، واجعل عواقب امورنا خيراً، بحرمة محمّد وآله الأطهار الأخيار.

محمّد محمّدى رى‏شهرى‏

۱۰/ جمادى الآخرة/ ۱۴۲۳

۱۸/ مرداد ماه/ ۱۳۸۲

 


[۱] ( ۱). رجال الكشّى: ۲/ ۴۹۰/ ۴۰۱ از يونس بن عبدالرحمان، بحار الأنوار: ۲/ ۲۵۰/ ۶۲.

[۲] ( ۲). الكافى: ۱/ ۵۳/ ۱۴، منية المريد: ۳۷۳ هر دو از هشام بن سالم و حمّاد بن عثمان و جز آنان، الإرشاد: ۲/ ۱۸۶، بحار الأنوار: ۲/ ۱۷۹/ ۲۸. نيز، ر. ك: اهل بيت در قرآن و حديث: ۱/ ۲۶۱( حديث آنها همان حديث پيامبر خداست).